تعریف RTT در سیستم‌های آسانسور

در اینجا منظور از RTT (Round Trip Time) معمولاً زمان متوسط لازم برای یک آسانسور تا انجام کامل یک چرخه سفر است. یعنی از لحظه‌ی حرکت برای پاسخ به یک درخواست → تا بازگشت به نقطه شروع (یا موقعیت تعادل). این مقدار شامل:

  • زمان انتظار (Waiting Time)
  • زمان سوار و پیاده شدن (Boarding/Alighting Time)
  • زمان حرکت (Travel Time)
  • و برگشت به وضعیت آماده

در سیستم GCS (Group Control System)

در سیستم‌های سنتی که تصمیم‌گیری صرفاً بر اساس “اولین آسانسور آزاد” یا “نزدیک‌ترین آسانسور” انجام می‌شه:

  • آسانسور ممکنه توقف‌های زیادی بین طبقات داشته باشه
  • تخصیص غیربهینه باعث پرشدن نامتوازن کابین‌ها می‌شه
  • در نتیجه RTT معمولاً طولانی‌تره

  RTT معمولاً در GCS برای ساختمان‌های اداری بین 110 تا 160 ثانیه هست

در سیستم DCS (Destination Control System)

در DCS، چون مقصد مسافران از قبل مشخصه و الگوریتم تخصیص بهینه‌تره:

  • آسانسور فقط برای افرادی با مسیر مشابه حرکت می‌کنه
  • توقف‌های بین‌راهی کمتره
  • مسیرها کوتاه‌تر و یکنواخت‌تر می‌شن
  • وزن کابین هم بهتر توزیع می‌شه

  RTT معمولاً در DCS حدود 70 تا 100 ثانیه در همان شرایط (۳۰ تا ۴۰٪ کاهش)

توضیح فنی دلیل اختلاف

جمع‌بندی

در یک ساختمان ۲۰ تا ۳۰ طبقه، سیستم DCS معمولاً حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد RTT کوتاه‌تر از سیستم GCS دارد. این به معنی افزایش ظرفیت جابجایی تا ۲۰–۳۰٪ در همان تعداد آسانسور است. در این نمودار می‌بینی که با افزایش تعداد طبقات، RTT در سیستم GCS سریع‌تر رشد می‌کند (به‌خاطر توقف‌های بیشتر)، در حالی که DCS با تخصیص هوشمند مقصد، شیب افزایش RTT را کاهش می‌دهد به‌طور میانگین حدود ۳۰ تا ۴۰٪ کمتر در ساختمان‌های بلند.

معماری کلی ارتباط در DCS

در سیستم DCS، پنل‌های مقصد (Destination Terminals)در طبقات فقط به یک کنترلر آسانسور متصل نیستند. بلکه به شبکه‌ای مشترک متصل‌اند که همه کنترلرها از طریق آن باهم ارتباط دارند. به زبان ساده:

در DCS، هر پنل طبقه به «شبکه مرکزی ارتباطی» وصل است، نه به یک آسانسور خاص. این شبکه داده را به «کنترلر هماهنگ‌کننده (Coordinator / Group Controller)» می‌فرستد، و او تصمیم می‌گیرد کدام آسانسور (از بین کنترلرها) باید پاسخ دهد.

ساختار ارتباط در سیستم DCS مدرن

 

در عمل چه اتفاقی می‌افتد:

1.      مسافر در پنل مقصد، طبقه‌ی مورد نظرش را وارد می‌کند.

2.      پنل مقصد درخواست را در قالب پیام دیجیتال روی شبکه ارسال می‌کند

(مثلاً Call to floor 15 from floor 5(.

3.      هماهنگ‌کننده (Coordinator) پیام را دریافت می‌کند،
وضعیت همه آسانسورها را بررسی می‌کند،
و تصمیم می‌گیرد که مثلاً آسانسور “B” پاسخ دهد.

4.      سپس پیام به کنترلر آسانسور مربوطه (Car Controller B) ارسال می‌شود تا حرکت را آغاز کند.

از نظر سخت‌افزار شبکه در DCS معمولاً از سه نوع توپولوژی استفاده می‌شود:

در سیستم‌های جدید مثل KONE Polaris 2 و Schindler PORT 4.0 از توپولوژی حلقوی (Ring Ethernet) استفاده می‌شه که اگر یک کابل قطع بشه، ارتباط از سمت دیگر برقرار می‌مونه

این دقیقاً یکی از نکات کلیدی در طراحی سیستم‌های DCS مدرن هست — اینکه آیا هماهنگ‌کننده (Coordinator / Group Controller) خودش یکی از کنترلرهای آسانسور هست یا یک ماژول جداگانه؟
پاسخ بستگی به نوع معماری سیستم و برند دارد

دو معماری اصلی در DCS


 ۱. معماری متمرکز (Centralized Coordination)

  • کنترلر هماهنگ‌کننده مستقل از بقیه است.
  •  در برندهایی مثل Schindler PORT و Otis Compass دیده می‌شود.
  • مزیت: ساده‌تر برای نگهداری و توسعه.
  • عیب: اگر Coordinator خراب شود، باید کنترلر پشتیبان وارد مدار شود.

 ۲. معماری توزیع‌شده (Distributed Coordination)

در این حالت، هیچ کنترلر مستقلی وجود ندارد. بلکه یکی از کنترلرهای آسانسور (مثلاً کابین A) نقش هماهنگ‌کننده‌ی فعلی را بر عهده می‌گیرد.

 یکی از کنترلرها نقش Master (Coordinator) را دارد. اگر از مدار خارج شود، دیگری بلافاصله جایگزین می‌شود (Hot Standby).

مشخصات:

  •         در برندهایی مثل KONE Polaris 2 و ThyssenKrupp AGILE استفاده می‌شود.
  •         مزیت: بدون نقطه خرابی مرکزی (No Single Point of Failure).
  •      عیب : منطق نرم افزار کمی پیچیده تر است.

مقایسه خلاصه

آیا ممکنه برای تعداد آسانسورهای کم یا با ارتفاع و سرعت پائین سیستم GCS از DCS بهتر عمل کنه؟ یا بعبارت دیگه از چه تعداد اسانسور به بالا یا طبقه به بالا سیستم DCS راندمان بهتری داره؟

 بله — در ساختمان‌هایی با تعداد آسانسور کم، سرعت پایین، یا تعداد طبقات محدود، سیستم GCS (کنترل گروهی سنتی) نه‌تنها کافی است، بلکه در بعضی موارد از DCS هم بهتر و اقتصادی‌تر عمل می‌کند.
و در مقابل، از یک مقیاس مشخص به بالا (معمولاً از ۶ آسانسور یا ۱۵–۲۰ طبقه)، سیستم DCS به‌طور محسوسی راندمان بالاتری دارد.

از یک مقیاس مشخص به بالا (معمولاً از ۶ آسانسور یا ۱۵–۲۰ طبقه)، سیستم DCS به‌طور محسوسی راندمان بالاتری دارد.